تبلیغات
«تـــــكــســوار حـــــجــــــاز» - مقدمه استاد شجاعی
هیچكس آیا توانسته است غم فاطمه را ـ سلام الله علیها ـ در سوگ پدر به تصویر بكشد، جز ناله‌های بیت الاحزان فاطمه؟
در اندوه جگر سوز علی ـ سلام الله علیه ـ در مواجهه با فاطمة میان در و دیوار و گاه شستن صورت نیلی و بازوی كبود فاطمه، هیچ هنرمند عارفی توانسته است مرثیه بسراید آنچنانكه از عمق رنج آدمی در چروك‌های پیشانی علی خبر دهد و وسعت غمهای خلقت را در پهنای اشك علی بشناسد و بشناساند جز بار اشك پنهانی علی؟
هیچكس را یارای آن بوده است كه آلام محض زینب را به هنگام دیدار سر برادر بر بام نیزه‌ها بیان كند، جز خون جاری از سر مبارك زینب؟
اگر زینب ـ سلام الله علیها ـ با مشاهده سر برادر، حسین ـ روحی فداه ـ سلامت سر خویش را تاب آورده بود و سر بر ستون كجاوه نكوبیده بود، چه كسی عشق را، درد را و هجران را در آفرینش تفسیر می‌كرد؟
اینها دردهایی است كه نویسنده را، اگر احساس داشته باشد، خاكستر می‌كند و قلم را، اگر به تعداد درختان عالم باشد، می‌سوزاند و دفتری به پهنای گیتی را آتش می‌زند.
سوز اشكهای فاطمه، هنوز پای عارفان را در بیت الاحزان او سست می‌كند و كمر ابرار را می‌شكند و آتش به جان اولیاءالله می‌اندازد.
معاذالله كه رشحة هیچ قلمی بتواند با اشك سوزناك علی به هنگام شستن پیكر فاطمه برابری كند. كجاست اسماء؟
از او بپرسید، فرشتگانی كه در اشكهای آن هنگام علی به تبرك غسل می‌كردند، بال و پرشان نسوخت؟
آنچه بر پیشانی تاریخ تشیع، چروكهایی اینچنین عمیق آفریده، دردهایی از این دست است. دردهایی كه گفتنی نیست، بیان كردنی نیست، تصویر و تصور كردنی نیست.
درد را ـ اگر بسیار عمیق باشد ـ به زخم تشبیه می‌كنند و زخم را ـ اگر بیش از حد سوزنده باشد ـ به آتش. و حرارت كدام آتشی می‌تواند با هرم قلب علی در بیست و پنج سال سكوت خار در چشم و استخوان در گلوی او برابری كند؟
پس اینگونه دردها «مشبه» نیستند، «مشبة به»اند.
و تاریخ شیعه، آكنده از دردهایی اینگونه است.
غم كمرشكن و چاره سوز حسین ـ علیه السّلام ـ در شهادت برادر علمدار، عباس ـ علیه السّلام ـ ، روحی فداه.
سكوت اندوهبار حسین جان ـ علیه السّلام ـ عالمی بفداش، در برابر جگر پاره پاره امامِ برادر حسن، ـ سلام الله علیه ـ حسرت عمیق عباسِ برادر، عباسِ عمو، عباسِ پدر و عباسِ امید در جراحت مشك آب.
درد وصف ناشدنی سجاد در شهادت مظلومانة پدر.
و از آن پس، همچنان انبوه درد بر درد و تراكم جراحت بر جراحت و زخم بر زخم و اتصال مدام‌جوی خون.
انگار كه تاریخ را در سرزمین شیعه با خون رقم می‌زنند، با مظلومیت خون.
این قلم تنها كاری كه می‌تواند بكند، اقرار و اعتراف به عجز است در مسیر شناخت الفبای این كتابِ مظلومیت، چه رسد به شناساندن و تقریر و تصویر كردن آن.

و الحمدلله رب‌العالمین
سیدمهدی شجاعی

 

 



تاریخ : شنبه 19 فروردین 1391 | 06:38 ق.ظ | نویسنده : بی نام | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.